شهر شعر

متن آهنگ علی محمدی به دریا مرو - شهر شعر

علی محمدی به دریا مرو

متن آهنگ علی محمدی به دریا مرو

متن آهنگ علی محمدی به دریا مرو

ترانه: سعدی

 

شبی یاد دارم که چشمم نخفت

شنیدم که پروانه با شمع گفت

که من عاشقم گر بسوزم رواست

تو را گریه و سوز باری چراست

بگفت ای هوادار مسکین من

برفت انگبین یار شیرین من

چه شیرینی از من به در میرود

چو فرهادم آتش بسر میرود

همی گفت و هر لحظه سیلاب درد

فرو میدویدش به رخسار زرد

که ای مدعی عشق کار تو نیست

که نه صبر داری نه یارایست

تو بگریزی از پیش یک شعله خام

منه ساده ام تا بسوزم تمام

تو را آتش عشق اگر پر بسوخت

مرا بین که از پا تا سر بسوخت

♫♫♫

متن آهنگ به دریا مرو علی محمدی

♫♫♫

همه شب در این گفتگو بود شمع

به دیدار او وقت اصحاب جمع

نرفته ز شب همچنان بهره ای

که ناگه بکشتش پری چهره ای

همی گفت و میرفت دودش بسر

همین بود پایان عشق ای پسر

ره اینست اگر خواهی آموختن

به کشتن فرج یابی از سوختن

فدائی ندارد ز مقصود چنگ

وگر بر سرش تیر بارند و سنگ

به دریا مرو گفتمت زینهار

وگر میروی تن به طوفان سپار

وگر میروی تن به طوفان سپار

 

دانلود آهنگ علی محمدی به دریا مرو

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.